تبلیغات
پروانه در تنهایی پیله خود چه شد؟

پروانه در تنهایی پیله خود چه شد؟

برای تمام دل های پروانه ای که همچون کبوتر در پروازند.

دیروز وامروز

دیروز برای کارای فارغ التحصیلیم رفته بودم شمال جای شما خالی خیلی روز خوبی بود دلم برای هوای شمال تنگ شده بود حسرت نمی خورم تموم شده چون هر مفطعی باید یه روز شروع شه و یه روز تموم مثل عمر که یه روز به دنیا میای یه روزم باید بری.الان هم شرایط کاریمو دارم سرو سامون میدم اگه خدا بخواد باز یه مسئله دیگه به مسائلم اضافه نشه که حتما اضافه نمی شه.

الان شادم ،خوشحالم و زندگی خوبی دارم درسته به قول رهگذر بعضی وقتا شورش می کنم که خودمم تحملشو ندارم اما دوسش دارم وهمه مسئله های زندگیم به موقع اش راحت درست می شه.اگه همیشه می گم مسئله چون اعتقادی به مشکل ندارم شما هم اگه میم مشکل رو  بردارید میشه شکلات،شکلاتم باید خورد.

امروزم که به خاطر مسئله ای که برای مامانم ایجاد شد از همه کار افتادمانگشت پاش شکست انگشت شکسترو جا مینداخت دوباره راه می رفت در میومد کج میشد می خندید تا الان که یه دفعه ورم کرد اندازه بالش خنده اش تبدیل به ناله شد بنده خدا حتما براش آتل می بندن.ایشالا واسه هیچ کس از این اتفاقا نیوفته

التماس دعا.



چهارشنبه 25 آذر 1388 | نظرات ()

من جوانی آزاد و بهاری
در سرزمینی سرسبز و مهربان هستم
سلام به همه کسانی که زندگی را
دوست دارند.
پروانه هستم عاشق هنر، وهنرمندی
کوچک در این پهنه بی کران...

پیوندهای روزانه

ورود نامردان ممنوع

نصف جهان

بزرگترین وبلاگ تفریحی(امید)

غریب تر از بهشت

نسل سوخته...(سهیل)

فانوس عشق

کلبه شیشه ای(نغمه)

مطالب اخیر

دلتنگی

بی معرفت

حقه روز امتحان

آرشیو مطالب

هفته سوم دی 1389

هفته چهارم آبان 1389

هفته دوم آبان 1389

نویسندگان

پروانه

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0